یطلبون الحق در ایران قبل از ظهور:مذاکره دو مرحله ‏ای ایرانیان برای اثبات حق در مواجهه با جبهه استکبار/ مرحله سوم: قدرت نمایی نظامی ایرانیان قبل از ظهور و جنگ با دشمن غربی و یهود

ایرانیان، دو مرحله، مذاکره خواهند کرد اما در مرحله سوم آماده جنگ با دشمن خواهند شد. و عبارت “وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم” نیز به روشنی گویا این واقعیت است که انقلاب قوم مشرق زمین و ایرانیان به حکومت جهانی امام عصر متصل خواهد شد.

قبل از ظهور، انقلاب و حکومت در ایران تشکیل خواهد شد که هدف اصلی خویش را زمینه سازی برای حکومت جهانی امام عصر می‏داند (و لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم). و در مواجهه با دشمن، دو مرحله حق خویش را طلب می کنند (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ ثُمَّ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ) اما دشمن حق ایرانیان را به رسمیت نمی شناسد (فَلَا يُعْطَوْنَهُ). در مرحله سوم، ایرانیان وقتی ممانعت دشمنان در استیفاء و طلب حق خویش را درک می‏کنند (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِك‏)، این‏بار حق خویش از راه قدرت نظامی طلب خواهند کرد (سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم)؛ و دشمن، مجبور به قبول آن خواهد شد (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ) لکن ایرانیان به دلیل تغییر معادلات جهانی ازجمله وقوع واقعه هرج الروم از پذیرش حق خویش -علیرغم اصرار بر اخذ حق در دو مرحله قبلی- سرباز خواهند زد (فَلَا يَقْبَلُونَه) و در مقابل آماده جنگ نهایی و سرنوشت ساز با دشمن در فلسطین در آستانه ظهور خواهند شد.

مراحل انقلاب ایرانیان قبل از ظهور

در باورداشت مهدویت، ظهور امری دفعی و تصادفی تلقی نمی شود بلکه واقعه ای است که با زمینه سازی و تمهیدات ممهدون شکل می گیرد[1] از اینرو در منابع فریقین، قیام‏ های حق قبل از ظهور (رجل من اهل قم، خراسانی و یمانی) معرفی شده و اوصاف “ممهدون و زمینه‏ سازان” ظهور در احادیث فریقین شیعه و اهل سنت نیز ذکر شده است.[2]

از جمله: انقلاب ایران به رهبری مردی از قم (رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ)، پرچم هدایت وی و مشروعیت قیام (يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ)، خصوصیات یاران وی و صلابت و استواری آنان در پیشبرد اهداف انقلاب (يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ)، ایستادگی در برابر فتنه ها و طوفان های سخت (لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ) تحمیل جنگ بر آنان (وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ) و سرنوشت انقلاب ایران (وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ) به روشنی سخن به میان آمده است.[3]

انقلاب ایران قبل از ظهور

همچنین در الغیبۀ نعمانی، از مراحل قیام قوم مشرق زمین (ایران) قبل از ظهور نیز سخن به میان آمده است که دو مرحله حق خویش را از دشمنان طلب می کنند (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ) اما وقتی خواسته آنان برآورده نمی شود (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ) این بار از راه قدرت نظامی، حق خویش را از دشمن طلب می کنند (وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ) آنگاه دشمن مجبور به پذیرش مطالبات حق ایرانیان خواهد شد (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ) اما ایرانیان آماده رویارویی شده و جنگ با دشمن رخ خواهد داد (يَقُومُوا … قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء) و سرانجام انقلاب ایران به طلوع فجر حکومت جهانی مهدوی متصل خواهد شد (وَ لا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ)[4] که عبارۀ اخری تعبیر قرآنی “وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين” در سرنوشت انقلاب “قیام مردی از قم” است که ذکر گردید.

انقلاب ایران قبل از ظهور در منابع فریقین

بیان گردید، انقلاب شیعی با آرمان زمینه سازی ظهور در ایران تشکیل می شود[5] و در احادیث متعدد شیعه و اهل سنت به این موضوع تصریح شده است. از جمله در کتاب الغیبۀ نعمانی به نقل از امام باقر، به انقلاب زمینه ساز در مشرق اشاره شده است که سرانجام به حكومت جهانی امام عصر متصل خواهد شد:

كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْقَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.[6]

قومی در مشرق خروج (قیام و انقلاب) می‏کنند. حق خویش را از دشمن مطالبه می‏کنند ولى به آنان داده نمى‏شود، برای بار دوم، حق خویش را از دشمن مطالبه می‏کنند اما به آنان داده نمى‏شود، وقتی چنين مى‏بينند، سلاح های خویش را بر گردن خويش مى‏افكنند (کنایه از قدرت نمایی نظامی یا حمله به دشمن)، پس آنچه مى‏طلبند به ايشان می‏دهند ولى از پذيرفتن آن خوددارى مى‏كنند تا اينكه قیام کرده و پرچم حکومت خویش را به امام عصر تحویل می‏دهند و کشته های این انقلاب و قیام، شهید محسوب می‏شوند، بدانيد اگر من آن زمان را درک کنم، حتماً خود را براى امام مهدی نگاه مى‏داشتم‏.

شایان ذکر است محتوای حدیث فوق به نقل از پیامبر توسط محمد بن سلیمان اسدی کوفی در کتاب المناقب[7] (از عالمان زیدیه در بین سالهای 240 تا 320 ق می زیسته است)، قبل از مرحوم نعمانی (وفات 360 ق) نیز نقل شده است.

البته مضون حدیث الغیبۀ نعمانی در منابع فریقین شیعه و اهل سنت نیز گزارش شده است؛ از جمله در کتاب دلائل الإمامۀ‏ از پیامبر، مراحل انقلاب ایران قبل از ظهور چنین ترسیم شده است:

قَالَ رَسُولُ اللَّه‏: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ اخْتَارَ اللَّهُ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا، وَ إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي سَيَلْقَوْنَ بَعْدِي بَلَاءً وَ تَطْرِيداً وَ تَشْرِيداً، حَتَّى يَجِي‏ءَ قَوْمٌ مِنْ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى الْمَشْرِقِ أَصْحَابُ رَايَاتٍ سُودٍ، يَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ حَتَّى أَعَادَهَا ثَلَاثاً فَيُقَاتِلُونَ فَيُنْصَرُونَ، وَ لَا يَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى يَدْفَعُونَهَا إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَيَمْلَأَهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا، كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً، فَمَنْ أَدْرَكَهُ مِنْكُمْ فَلْيَأْتِهِ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْج‏.[8]

مشابه این حدیث در دیگر منابع شیعی همچون: کتاب شرح الأخبار‏[9] نعمان مغربی، کشف اللغمۀ[10] اربلی، الدر النظیم فی مناقب الائمه[11] ابن حاتم شامی، العدد القویۀ[12] حلی، منتخب الانوار المضیئۀ[13] نیلی نجفی، اثبات الهداۀ[14] حرعاملی، بهجۀ النظر[15]، حلیۀ الأبرار‏[16] و غایۀ المرام[17] محدث بحرانی، الملاحم و الفتن[18] ابن طاووس، بحارالأنوار[19] علامه مجلسی، ریاض الأبرار‏ فی مناقب الائمه[20] جزائری نیز نقل شده است.

شگفت آور اینکه در منابع اهل سنت نیز به کثرت از زبان پیامبر، مضمون احادیث شیعی نقل شده است؛ گویی اینکه برای نصرت و یاری انقلاب زمینه ساز ظهور و عدم مخالفت با قیام ایرانیان به نوعی با اهل سنت اتمام حجت شده باشد. از جمله در کتاب سنن ابن ماجه از “صحاح سته” اهل سنت، از قول پیامبر مشابه حدیث امام باقر در الغیبۀ نعمانی تکرار شده است:

يَأتِيَ قَومٌ مِن قِبَلِ المَشرِقِ مَعَهُم راياتٌ سودٌ، فَيَسأَلونَ الخَيرَ (الْحَقَّ )[21] فَلا يُعطَونَهُ، فَيُقاتِلونَ فَيُنصَرونَ، فَيُعطَونَ ما سَأَلوا فَلا يَقبَلونَهُ، حَتّى‏ يَدفَعوها إلى‏ رَجُلٍ مِن أهلِ بَيتي، فَيَملَؤُها قِسطاً كَما مَلَؤوها جَوراً، فَمَن أدرَكَ ذلِكَ مِنكُم، فَليَأتِهِم ولَو حَبواً عَلَى الثَّلج‏.[22]

و در کتاب مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری که مطابق منهج[23] صحیح مسلم و بخاری (معتبرترین کتب نزد اهل سنت بعد از قرآن) تدوین شده است، نیز از قول پیامبر بر “پرچم هدایت” انقلاب ایرانیان قبل از ظهور تاکید ویژه شده است:

قَالَ رَسُولُ اللَّه‏: إنّا أهلُ بَيتٍ اختارَ اللَّهُ لَنَا الآخِرَةَ عَلَى الدُّنيا، وإنَّهُ سَيَلقى‏ أهلُ بَيتي مِن بَعدي تَطريداً وتَشريداً فِي البِلادِ، حَتّى‏ تَرتَفِعَ راياتُ سودٍ مِنَ المَشرِقِ، فَيَسأَلونَ الحَقَّ فَلا يُعطونَهُ، ثُمَّ يَسأَلونَهُ فَلا يُعطونَهُ، ثُمَّ يَسأَلونَهُ فَلا يُعطونَهُ، فَيُقاتِلونَ فَيُنصَرونَ، فَمَن أدرَكَهُ مِنكُم أو مِن أعقابِكُم فَليَأتِ إمامَ أهلِ بَيتي ولَو حَبواً عَلَى الثَّلجِ، فَإِنَّها راياتُ‏ هُدىً، يَدفَعونها إلى‏ رَجُلٍ مِن أهلِ بَيتي، يُواطِئُ اسمُهُ اسمي فَيَملِكُ الأَرضَ، فَيَملَؤُها قِسطاً وعَدلًا كَما مُلِئَت جَوراً وظُلماً.[24]

رسول الله فرمودند: ما اهل بيتى هستيم كه خداوند، آخرت را براى ما به جاى دنيا برگزيده است، و زود است كه اهل بيت من، پس از من، در شهرها تحت فشار قرار گيرند و رانده شوند، تا اين كه صاحبانِ‏ پرچم‏هاى سياه از مشرق سر برآورند و حق را طلب نمايند ولى به آنها داده نمى‏شود. دوباره طلب مى‏كنند؛ ولى داده نمى‏شود. بار سوم، طلب مى‏كنند. باز هم داده نمى‏شود. پس مى‏جنگند و پيروز مى‏شوند. پس هر كس از شما و از نسل شما آن را درك كرد، نزد امامى از اهل بيت من بيايد، هرچند كه پابرهنه بر برف و سرما باشد؛ چرا كه آنان پرچم‏هاى هدايت اند. آنها پرچم‏ قیام خویش را به مردى از اهل بيت من تحویل می دهند كه نامش، همنام من است … و حاكم زمين مى‏شود و آن را آكنده از عدل و داد مى‏كند، همان گونه كه آكنده از جور و ستم شده است‏.

و مشابه آن در دیگر منابع اهل سنت همچون: الملاحم[25] ابن منادی، کنزالعمّال[26] متقی هندی، إبراز الوهم المکنون[27] غماری، الحاوی للفتاوی[28] سیوطی، ذخائر العقبی[29] طبری، عقد الدرر[30] شافعی، الفصول المهمه[31] ابن صباغ مالکی، جواهر العقدین[32] سمهودی، ینابیع المودۀ[33] قندوزی، سبل الهدی و الرشاد[34]شامی، العرف الوردی[35] سیوطی، القول المختصر[36] ابن حجر، توضیح الدلائل[37] ایجی، البدایۀ و النهایۀ[38] و معجزات النبی[39] ابن کثیر، میزان الاعتدال[40] ذهبی، إمتاع الأسماع[41] مقریزی، الاذاعۀ[42] قنوجی، المنار المنیف[43] ابن قیم جوزی، اتحاف الخیرۀ[44] البوصیری، الخصائص الکبری[45] و الدررالمنثور[46] سیوطی، المعجم الأوسط‏[47] طبرانی، السنن الواردۀ[48] دانی و دیگر منابع اهل سنت[49] ذکر شده است.

همچنین منابع متقدم اهل سنت همچون: المصنّف[50] ابن ابی شیبه (استاد بخاری وفات 235 ق)، سنن ابن ماجه (وفات 273 ق)[51]، البحر الزخار[52] ابوبکر البزار (وفات 292 ق)، مسند[53] ابویعلی موصلی (وفات 307 ق)، مسند[54] الشاشی (وفات 335 ق)، الملاحم[55] ابن منادی (وفات 336 ق)، البلدان[56] ابن فقیه (وفات 340 ق)، همگی قبل از کتاب الغیبۀ نعمانی (وفات 360 ق)، نیز حدیث انقلاب قوم مشرق زمین را از پیامبر نقل کرده اند.

همانگونه که ملاحظه گردید در منابع اهل سنت به کثرت از قول پیامبر، مضمون احادیث شیعی تکرار شده است؛ گویی اینکه برای نصرت و یاری انقلاب زمینه ساز ظهور و عدم مخالفت با قیام ایرانیان به نوعی با اهل سنت اتمام حجت شده است.

نتیجه اینکه از رخدادهای مشترک[57] در منابع فریقین شیعه و اهل سنت به عنوان نشانه ظهور[58] به طرق متعدد[59] و به تواتر[60] از وقوع انقلاب مشرق زمین قبل از ظهور و پیشگویی اعجازگونه پیامبر از سرنوشت این انقلاب در ایران سخن به میان آمده است که به حکومت جهانی امام عصر متصل خواهد شد.[61]Video Player

حجۀ الاسلام عالی در حضور رهبر معظم انقلاب و شرح حدیث ایران قبل از ظهور.mp4 | دانلود فیلم 

وثاقت سندی حدیث قوم مشرق زمین قبل از ظهور

هرچند به دلیل تواتر معنوی حدیث قوم مشرق، از بررسی سندی بی نیاز هستیم با این حال، سلسله اسناد در کتاب سنن ابن ماجه و الغیبۀ نعمانی نیز بررسی خواهد شد:

سند حدیث قیام قوم مشرق در سنن ابن ماجه

اهل سنت در سند حدیث خروج قوم مشرق زمین در کتاب سن ابن ماجه، به دلیل یزید بن ابی زیاد که شیعه بوده است، مناقشه می کنند اما واقعیت این است که در بین خود رجالیون اهل سنت در توثیق و تضعیف این راوی، اختلاف نظر جدی وجود دارد[62]. توضیح بیشتر اینکه: بستوی، هرچند در ابتدا اعتراف می کند که روایات خروج قوم مشرق زمین به طریق دیگری در کتاب مستدرک حاکم نیز نقل شده است که مطابق دیدگاه شیخین بخاری و مسلم، توثیق می شود[63] و یا حداقل از دیدگاه ذهبی، حسن الحدیث است[64] اما در کمال تعجب، بستوی (محقق معاصر اهل سنت عربستان سعودی)، هرچند دیدگاه ابن کثیر- که سخت گیری آن به مذهب شیعه مبرهن است- درباره حدیث اخیر را با عبارت “إسناده حسن” ذکر می کند[65]، اما در ادامه مناقشه کرده و در نهایت سند احادیثی را که یزید بن ابی زیاد در طریق آن قرار دارد، ضعیف می شمرد[66] اما در مقابل برخی محققین، مبانی این دیدگاه را نفی کرده[67] و حدیث را توثیق کرده اند.[68] بنابراین سند حدیث سنن ابن ماجه، معتبر است:

عثمان بن ابى شيبه: ثقة، حافظ، شهير[69]

معاوية بن هشام: ثقة[70]

على بن صالح بن حى: ثقة، صالح[71]

يزيد بن ابى زياد: صدوق[72]، ثقة[73]

ابراهيم نخعى: ثقة[74]

علقمة بن قيس: ثقة، ثبت، فقيه، عابد[75]

عبد الله بن مسعود: صحابى، هاجر الهجرتین و کان صاحب رسول الله.[76]

سند حدیث قیام قوم مشرق در الغیبۀ نعمانی

سند حدیث قیام قوم مشرق زمین در الغیبۀ نعمانی بدین قرار است:

حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ يَحْيَى بْنِ سَامٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ أَنَّهُ قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِق‏ … .[77]

سندشناسی حدیث:

1. أحمد بن محمد بن سعيد (معروف به ابن عقده):احادیث ابن عقده، به وفور در کتب اربعه شیعه یافت می‏شود و وثاقت وی نزد رجالیون بزرگ شیعی ثابت است؛ قدمای امامیه بر وثوق وی تاکید داشته اند. نجاشی، وی را چنین توصیف می کند:هذا رجل جليل فی أصحاب الحديث‏ و عظم محله و ثقته و أمانته‏[78]. شیخ طوسی‏ نیز ابن عقده را جليل القدر و عظيم المنزلة توصیف کرده است.[79]

2. علی بن الحسن (علی بن الحسن بن علی بن فضال)‏:ثقه جلیل. نجاشی از وی به اصحابنا تعبیر کرده است[80] و کشیّ، به وثاقت او رای داده است[81]

3. أخيه محمد بن الحسن (محمد بن الحسن بن علی بن فضال):ثقه.[82]

4. ابیه (الحسن بن علی بن فضال):جلۀ اصحابنا[83] من فقهاء[84] ثقه جلیل[85] من اصحاب الاجماع.[86]

5. احمد بن عمر الحلبی (أحمد بن عمر بن أبي شعبة الحلبی‏):ثقه امامی صحیح المذهب.[87]

6. الحسین بن موسی (الحسین بن موسی الحناط):ثقه امامی.[88]

7. معمر بن یحیی بن سام:ثقه امامی.[89]

8. أبوخالد الکابلی (كنكر أبو خالد الكابلی):امامی ثقه جلیل من حواری امام السجاد.[90]

بنابراین، راویان حدیث “قوم مشرق زمین” همگی از ثقات هستند[91] و سند آن نیز معتبر است.[92]

بررسی محتوایی حدیث انقلاب مشرق زمین (ایران) قبل از ظهور

قد خرجوا بالمشرق: قیام و انقلاب علیه حاکم جائر و ظالم

خروج در اصطلاح به قیام، انقلاب و تلاش برای تشکیل حکومت تعبیر می‏شود[93] و از آنجا که این پرچم به هدایت نیز توصیف شده است (قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء)، خروج علیه حاکم جائر و ظالم، یکی از مصادیق بارز آن خواهد بود.

و ناگفته پیداست به قرینه “لَايَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم وقَتْلَاهُمْ شُهَدَاء” تایید و مشروعیت قیام در عصر غیبت با هدف زمینه سازی ظهور نیز اثبات می‏گردد.

مراد از قوم مشرق: ایرانیان زمینه ساز ظهور

هرچند مشرق اعم از ایران است لکن به دلیل قرائن متعدد از جمله تشکیل حکومت شیعی در مشرق با آرمان زمینه سازی ظهور امام عصر و معیار مهم دیگر یعنی شیعه اثنی عشری و معتقد به امامت امام دوازدهم (قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ  وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم‏)[94] و تحویل پرچم به حضرت صاحب امام مهدی (فَإِذَا ظَهَرَ الْمَهْدِيُّبَعَثَ إِلَيْهِ بِالْبَيْعَةِ)[95]، و نیز جنگ ایرانیان شیعی با یهود در فلسطین

وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ … فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما … بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ (سوره اسراء، آیه 4-5.) قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ فَلَا يَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا قَتَلُوه‏ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 206. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 63.) که به قرینه عبارت “قتلاهم شهداء” در حدیث انقلاب مشرق زمین قبل از ظهور (نعمانی، الغیبۀ، ص 273.) و نیز به ضمیمه حدیث معرفی “اهل قم” به عنوان هویت ایرانی مجازات کنندگان یهود: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ .. فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ. (مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.)، مشخص است که عقوبت اول یهود قبل از ظهور توسط ایرانیان شیعی رخ خواهد داد (برای آگاهی بیشتر: پورسیدآقایی، مواجهه امام زمان با قوم یهود در عصر ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 42، ص 65-67. پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش های مهدوی، ش 25، ص 26.)

در کنار ادله دیگر همچون قانون استبدال در قرآن:

طبق قانون استبدال در قرآن {يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ (سوره توبه، آیه 39، سوره محمد، آیه 38.)؛ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاس‏ وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ (سوره نساء، آیه 133.)؛ مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَه‏ (سوره مائده، آیه 54.) فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرين‏ (سوره انعام، آیه 89.)} خدواند وامدار و مدیون شخص یا قوم خاصی نیست. قانون استبدال، همان‏طور كه بر ملت‏ها و جوامع حاكم است در مورد تبديل و جایگزینی افراد نيز صدق مى‏كند (کلینی، الکافی، ج 2، ص 553. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 336.) بنابراین خداوند متعال جامعه و گروهی از بندگان خود را انتخاب مى‏كند و مسئوليت تاريخى رهبرى امت را براى پيش‏برد رسالت خويش بدان‏ها مى‏سپارد تا آنها به بالاترين سطح تجربه سياسى و تمدنى دست‏يابند، اما اگر آن قوم به امانت الهى خيانت ورزيده و از صراط مستقيم رسالت منحرف شوند، قانون استبدال بر آنها جارى مى‏شود و خداوند آنها را به خاطر اين خيانت، نیز مجازات كرده و از موضع رهبرى كنار مى‏گذارد و قوم ديگرى را به جاى آنها مى‏آورد كه براى پيش‏برد رسالت الهى شايسته‏تر و مناسب‏ترند. قانون قرآنى استبدال يكى از مهم‏ترين قوانين و قواعد تحولات اجتماعى در عرصه عقيدتى، سياسى و جهادى است و در واقع سنت الهى براى محافظت از رسالت و پيام خداوند در برابر توطئه‏ها و انحرافات زمامداران خيانت‏كار در جهان اسلام است (ر.ک:جعفری، تفسیر کوثر، ج 3، ص 185. سلیمانی، سنت مندی تاریخ در قرآن از منظر شهید صدر، فصلنامه تاریخ در آیینه پژوهش، شماره 25، ص 93-114. اراکی، مجموعه آثار نهمین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 1، ص 78.)

و تطبیق آن در احادیث و تفاسیر فریقین شیعه[96] و اهل سنت[97] بر قوم سلمان و ایرانیان[98]، واضح و مبرهن است که قیام و انقلاب مشرق زمینه ساز منحصر در ایران شیعی خواهد بود و نه سایر بلاد مشرق. و ارتکاز ذهنی اصحاب و تابعین از قوم مشرق، نیز ایرانی ها بوده است[99] و مولفین میراث حدیثی فریقین شیعه[100] و اهل سنت نیز بر این امر تصریح کرده اند. و محققین نیز در اینکه مراد از مشرق، ایران می‏باشد، تردیدی به خود راه ندادند.[101]

بنابراین طبق احادیث فریقین، رایات مشرق قبل از ظهور که زمینه ساز حکومت مهدی موعود هستند[102] دارای سه شاخص بسیار مهم یعنی:شیعه اثنی عشری و معتقد به امامت امام دوازدهم (وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم‏)[103]، ایرانی (قوم سلمان)[104] و آرمان آزادی فلسطین هستند:

آرمان آزادی فلسطین از اهداف رایات مشرق زمینه ساز ظهور است که در منابع فریقین شیعه و اهل سنت ذکر شده است: قوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 206. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 63.)؛ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ … فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ (مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.)؛ و در احادیث اهل سنت: تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ أُخْرَى سَوْدَاءُ … يَهْزِمُونَ أَصْحَابَ السُّفْيَانِيِّ حَتَّى يَنْزِلَ بَيْتَ الْمَقْدِسِ يُوَطِّئُ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَه (دانی، السنن الواردۀ فی الفتن‏، ج 1، ص 261. حنبلی، فرائد فوائد الفكر، ص 314.)؛ تَخرُجُ مِن خُراسانَ راياتٌ سودٌ لا يَرُدُّها شَي‏ءٌ حَتّى‏ تُنصَبَ بِإِيلياء (ترمذی، سنن الترمذی، ج 4، ص 245. ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل‏، ج 14، ص 383. متقی هندی، کنزالعمّال‏، ج 14، ص 261. ابن کثیر، البدایۀ و النهایۀ، ج 10، ص 55.)؛ از نگاه رجالیون اهل سنت، سند حدیث رایات مشرق زمینه ساز که تا بیت المقدس فلسطین پیشروی نظامی می کنند،”حدیث حسن” توصیف شده است: حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ (ثقة ثبت)، حَدَّثَنَا رِشْدِ ينُ بْنُ سَعْدٍ (ضعيف الحديث)، عَنْ يُونُسَ (ثقة)، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيِّ (الفقيه الحافظ متفق على جلالته وإتقانه)، عَنْ قَبِيصَةَ بْنِ ذُؤَيْبٍ (تابعي ثقة)، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (صحابی) نک: (الادارۀ العامۀ للاوقاف، نرم افزار جوامع الکلم)

دیدگاه مرکز تخصصی مهدویت تحت اشراف آیه الله سیستانی درباره قوم مشرق زمینه ساز

مرکز تخصصی مهدویت در نجف اشرف تحت زعامت و اشراف مرجع شیعیان آیۀ الله سیستانی حفظه الله، در پاسخ به سوال مخاطبین مبنی بر اینکه هویت قوم مشرق زمین را استفسار نمودند، چنین پاسخ می دهد:

عن الإمام الباقر عليه السلام: كأني بقوم خرجوا من المشرق يطلبون الحق فلا يعطونه ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا أرادوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم، فيعطون ما سألوا فلا يقبلونه حتى يقوموا ولا يدفعونها إلّا إلى صاحبكم، قتلاهم شهداء أمّا إني لو أدركت ذلك لأبقيت نفسي لصاحب الأمر.أيّ الرايات مقصودة بهذه الرواية، ومن أين تأتي؟

الإجابة:

بسم الله الرحمن الرحيم

الظاهر أنها الرايات السود التي تقبل من المشرق، والتي ورد في بعض الروايات أنها رايات الخراسان.[105]

سپس در ادامه در قالب سوال و جواب دیگری به طور واضح و آشکار، ایرانیان زمینه ساز ظهور را مصداق قوم مشرق زمین معرفی و خراسانی را نیز به عنوان رهبر معرفی می نماید:

هل لإيران علاقة بظهور الإمام المهدي عجّل الله فرجه؟ وهل الرايات السوداء تخرج من إيران لنصرة الإمام عجّل الله فرجه؟ وإلى أين تصل في الزحف لنصرة الإمام عجّل الله فرجه؟

الإجابة:

بسم الله الرحمن الرحيم

ورد عن الإمام الباقر عليه السلام أنه قال: تنزل الرايات السود التي تُقبل من خراسان الكوفة، فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي. [الغيبة للشيخ الطوسي: ص٤٥١، ب٧، ح٤٥٧]

وعنه عليه السلام: كأني بقومٍ خرجوا من المشرق يطلبون الحق فلا يعطونه، ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا أرادوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما سألوا فلا يقبلونه حتى يقوموا، ولا يدفعونها إلّا إلى صاحبكم، قتلاهم شهداء، أما أني لو أدركت ذلك لأبقيت نفسي لصاحب الأمر. [الغيبة للنعماني: ص٢٨١، ب١٤، ح٥٠]

ومن هذا يظهر:

١) أن بلاد المشرق التي تصدق على بلاد إيران تعتبر من البلاد الموطئة لظهور الإمام عجّل الله فرجه وموطئاً لجملة من أنصاره عجّل الله فرجه.

٢) أن الخراساني هو من القادة الذين سيبايعون الإمام عجّل الله فرجه ويكون في صفه وجيشه.

٣) أن الخراساني يصل في زحفه إلى الكوفة.[106]

دشمن قوم مشرق: جبهه استکبار (غربی ها و یهود صهیونیسم)

و اما نوبت به این می رسد که دشمنان جبهه حق، جبهه مقابل قوم مشرق که حق خویش را در دو مرحله از آنان طلب می کنند (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَه‏) چه کسانی هستند؟ پاسخ بسیار واضح و روشن است، قطعا دشمنان دین اسلام و مذهب تشیع و در راس آنان، یهود و حامیان غربی شان در دائره جبهه استکبار و مخالفین جبهه حق قرار می‏گیرند. زیرا علاوه بر ادله عام قرآنی همچون عدوات یهود سرکش و حامیان شان در برابر جبهه مومنین (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا)[107] و امتداد نزاع حق و باطل در طول تاریخ[108] و تبلور اصلی این نزاع در سرنوشت حاکمیت جهانی[109]، ادله خاص دیگر همچون جنگ ایرانیان با یهود در فلسطین[110] و اینکه سفیانی -به عنوان دشمن امام عصر، نماینده رومی ها و غربی ها (فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ)[111] و به عنوان کمربند امنیتی رژیم اسرائیل (إِنْ عُدْتُمْ الیهود بِالسُّفْيَانِيِّ عُدْنَا بِالْقَائِمِ)[112] و نیز هم پیمان حکومت عربستان (آلِ بَنِي فُلَان‏)[113]، در جبهه مقابل ایرانیان زمینه ساز قرار دارد، و از آنجا که پرچم انقلاب مشرق زمین به هدایت توصیف شده است که سرانجام پرچم حکومت خویش را به امام عصر اعطا خواهند نمود (وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ)، بنابراین دشمنان دین اسلام و مذهب تشیع و ولایت امام عصر یعنی مثلث شوم “غربی، عبری، عربی” بویژه یهود و حامیان غربی شان در دائره جبهه استکبار و در مقابل انقلاب مشرق قرار می‏گیرند که از اعطای حق ایرانیان ممانعت می کنند.

یطلبون الحق فلا یعطونه: مراد از تلاش برای اخذ حق توسط ایرانیان؟

و اما مراد از تلاش برای اخذ حق توسط ایرانیان چیست؟ حق، معانی و مصادیق متعددی دارد[114]. ازجمله: حق از سنخ حقوق اعتقادی و مذهبی اعم از قیام و تشکیل حکومت و یا هر حقی از حقوق تضیع شده ایرانیان توسط دشمنان غربی و یهود می تواند باشد.

البته اصولا از حق به قیام و انقلاب تعبیر نمی‏شود بلکه از “خروج و رایۀ” به قیام و انقلاب تعبیر شده است و در واقع عبارت قبلی “کأَنّي بِقَومٍ قَد خَرَجوا بِالمَشرِقِ” یعنی خروج، قیام و انقلاب بر علیه حکومت ظلم و جور[115] و نه عبارت بعدی “يَطلُبونَ الحَقَّ”.

در ضمن این سوال و اشکال مطرح خواهد شد که اگر واژه حق در عبارت (يَطْلُبُونَ الْحَق) به معنای ثورۀ، قیام و انقلاب است پس معنای عبارت قبل از آن یعنی “خروج بالمشرق” -(قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَق‏) هم که قیام و انقلاب است- آن چه خواهد شد؟

از اینرو به قرینه اینکه حق خویش را از دشمن طلب می کنند و سپس وارد فاز نظامی می شوند (سُيوفَهُم عَلى عَواتِقِهِم) به معنای طلب حقی از حقوق پایمال شده خویش توسط دشمن، مراد است.

ضمن اینکه بعد از مرحله “سیوف علی العواتق” دشمن مجبور به اعطای حق می‏شوند اما ایرانی ها قبول نمی‏کنند (سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَه‏) و همین قرینه بر این است که حق از سنخ حق مذهبی و اعتقادی نیست بلکه حقی از حقوق پایمال شده ایرانیان است. زیرا چگونه ممکن است اگر حق به معنای مذهب و از سنخ دین و حق اعتقادی باشد، وقتی دشمن به ایرانی ها می دهند اما از پذیرش آن سرباز بزنند؟

بنابراین عدم پذیرش حق از طرف ایرانی ها -با اینکه در دو مرحله بر اخذ آن اصرار داشتند-، قرینه بر این است که حق از سنخ حق مذهبی و اعتقادی نیست بلکه حقی از حقوق پایمال شده ایرانیان است که دشمن از اعطای آن ممانعت می کند.

مرحله مطالبه حق، یطلبون الحق ثم یطلبون الحق: دو مرحله تلاش برای احقاق حق ایرانیان

و به قرینه جمله بعدی یعنی عبارت “سیوفهم علی عواتقهم”، دانسته می‏شود که دو مرحله قبلی طلب حق از راه مذاکره و حوار برای احقاق حق از دشمنان بوده است (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم‏) زیرا به قرینه “فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ”، بیانگر این است که ایرانیان درمی یابند که روش دو مرحله قبلی، جوابگو نیست و بعد از مایوس شدن از اخذ حق خویش، در مرحله بعدی از روشی متفاوت از دو مرحله قبلی، یعنی قدرت نظامی در مواجهه با دشمن برای اخذ حق خویش استفاده خواهند کرد.

و کلمه “ثم” در زبان عربی برای تراخی استعمال می‏شود[116] و نشانگر این است که طلب حق و مذاکره برای بار دوم بعد از فاصله نسبتا طولانی از مرحله اول رخ می‏دهد اما در هر دو مرحله، دشمنان حق ایرانیان را به رسمیت نخواهند شناخت.

مرحله سیوفهم علی عواتقهم: آماده جنگ نظامی با دشمن

ایرانیان، وقتی ممانعت دشمنان در استیفاء و طلب حق خویش را درک می‏کنند (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِك‏)، این‏بار حق خویش را نه از راه مذاکره بلکه از راه قدرت نظامی طلب خواهند کرد (سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم)؛ لازم به ذکر است عبارت “سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم” ممکن است اشاره به تهدید دشمن و قدرت نمایی نظامی باشد کما اینکه احتمال درگیری نظامی محدود با دشمن نیز وجود دارد. بعد از این مرحله، دشمن مجبور به پذیرش حق ایرانی ها خواهد شد (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ) و حاکی از این است که هرچند ممکن است تهدید متقابل و درگیری های پراکنده بین ایران و دشمنان اش و حمله به منافع یکدیگر، رخ دهد اما ضربه نهایی را ایرانی ها بر دشمن وارد خواهند کرد که آنان مجبور به پذیرش حق خواهند شد.

تمسخر پایگاه های نظامی آمریکا توسط مایکل مور مستندساز آمریکایی

اما سوال مهم این است که اگر عصر، عصر ظهور باشد، الان در کدام مرحله هستیم؟ مرحله “سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم” یا مرحله “فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ”؟

شهرک های موشکی ایران.

فيعطون ما سألوه فلا يقبلونه‏: پذیرش مشروط حقوق ایرانیان از طرف دشمن و مخالفت ایرانیان

آنگاه دشمنان مجبور به پذیرش حق ایرانیان خواهند شد اما شگفت اینکه علیرغم اصرار در دو مرحله قبلی، این‏بار ایرانیان نخواهند پذیرفت (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَه). چه حوادثی رخ می دهد؟ شاید دشمنان، قصد اعطای کامل حق را ندارند و از اینرو ایرانیان، از پذیرش بخشی از آن، سرباز می‏زنند و یا اینکه شرایط و معادلات جهانی در اثر واقعه “هرج الروم”، تغییر کرده است و یا اینکه در اثر حمله به منافع یکدیگر، سرانجام این جبهه مقاومت شیعی است که دست برتر را خواهد داشت. قدر متیقن، وقتی دشمن در موضع ضعف سیاسی و نظامی قرار می گیرد، مجبور به پذیرش حق خواهد شد. زیرا معنا ندارد وقتی در دو مرحله، تلاش داشته اند تا حق خویش را از دشمن استیفاء کنند اما این بار از پذیرش حق خویش سرباز زنند؟

مرحله يقوموا و لا يدفعونها إلا إلى صاحبكم‏: جنگ با دشمن و اتصال انقلاب ایران به حکومت جهانی امام مهدی

و در مقابل ایرانیان، آماده قیام و جنگ فراگیر و نهایی و سرنوشت ساز با دشمنان خواهند شد (حَتَّى يَقُومُوا و قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء) که البته فاصله اندکی با زمان ظهور خواهد داشت (لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر). در واقع ایرانی ها درخواست غربی ها برای بازگشت به میز مذاکره را نمی‏پذیرند و آماده فتح عظیم و جنگ نهایی خواهند شد.

سیدحسن نصرالله: ایران عمود “خیمه عاشورا قبل از ظهور”.

و سوال اساسی و بسیار مهم اینکه: ایرانی ها در کدام میدان، وارد فاز نظامی می شوند و جنگ سیوف، عملیاتی خواهد شد؟

واضح و مبرهن است، از آنجا که ایرانیان، هدف زمینه سازی ظهور را بر عهده دارند (لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم)، از اینرو جنگ با همپیمانان سیاسی و نظامی سفیانی (دشمن اصلی امام عصر)[117] یعنی عملیات نظامی بر علیه دشمنان در محور مثلث “عربی[118]، غربی[119]، عبری[120]” در دستور کار خواهد بود.

لکن محور عربی –حکومت آل فلان در عربستان[121]– مشمول حمله ایران قبل از ظهور به منظور سقوط و فروپاشی حکومت نخواهد شد. زیرا طبق احادیث معتبر تا 15 روز قبل از ظهور، حجاز تحت اختیار حکومت بنی فلان است -هرچند در اثر اختلافات، ضعیف شده اند اما باقی خواهند ماند[122]– و در واقع، مکه و مدینه بعد از ظهور و توسط امام مهدی آزاد خواهد شد.

از اینرو، جنگ ایران با دشمن و در محور غربی- عبری، متعین است. از طرفی، طبق آیات سوره اسراء و احادیث متعدد، یهودیان مفسد در فلسطین تجمع دارند و ایرانیان شیعی، طرف جنگ با یهود قبل از ظهور خواهند بود[123]، مضافا بر اینکه از اهداف و آرمان های قوم زمینه ساز مشرق، آزادی فلسطین معرفی شده است.[124] و طبق بشارت غیبی قرآن در آیات ابتدایی سوره روم[125]، از جنگ ایران با دشمن، می توان به جنگ در ادنی الارض (فلسطین) اشاره نمود که منجر به پیروزی فرس (ایرانی ها) و شادی مومنین می‏گردد.[126]

بنابراین جنگ با دشمن در فلسطین خواهد بود و به قرینه “فَيُقَاتِلُون‏ فَيُنْصَرُون”[127]، محور شیعی به رهبری ایران در جنگ آینده با اسرائیل قبل از ظهور پیروز خواهد شد. [128]

امام خامنه ای؛ بشارت نزدیکی ظهور و نماز در قدس.

زمان جنگ شیعه (ایران و حزب الله) با اسرائیل

هرچند حمله به منافع یگدیگر در مناطق مختلف بین جبهه مقاومت شیعی و دشمن رخ خواهد داد اما بنظر می رسد زمان جنگ سرنوشت ساز برای نابودی اسرائیل، بعد از واقعه “هرج الروم” و قبل از حضور “مارقۀ الروم” خواهد بود[129]. زیرا هرچند غربی ها در اثر واقعه هرج الروم دچار اضمحلال شده اند لکن طبق احادیث کماکان شاهد لشکرکشی بخشی از حامیان غربی یهود (مارقۀ الروم) به تحولات خاورمیانه در جهت کمک به یهودیان ساکن فلسطین اشغالی خواهیم بود:

سَيُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَة (نعمانی، الغیبۀ، ص 280.)؛ آخرین علامت قبل از خروج سفیانی، ورود بخشی از غربی ها به صحنه تحولات فتنه شام با حضور نظامی در منطقه رمله (نزدیک بیت المقدس) در فلسطین است. الرملۀ: هي كورة من فلسطين و كانت دار ملك داود و سليمان، بينها و بين البيت المقدس ثمانية عشر يوما (حموی، معجم البلدان، ج 3، ص 69.)؛ الرَّملة: مدينة تقع وسط فلسطين إلى الجنوب الشرقي من تل أبيب (ری شهری‏، دانشنامه امام مهدی، ج 7، ص 122. قره چانلو، جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج 2، ص 117-118.)؛ از اینرو رمله در فلسطین مراد می‏باشد. همانطور که در حدیث دیگری در الغیبۀ طوسی‏، به صراحت به حضور نظامیان رومی در فلسطین قبل از خروج سفیانی تصریح شده است: تَنْزِلُ الرُّومُ فِلَسْطِين‏ (طوسی‏، الغیبۀ، ص 463.).

و بیانگر این است که موجودیت اسرائیل برای اولین بار در معرض سقوط و نابودی قرار گرفته است که اینچنین دست به دامان حامیان غربی خویش می شود.

جنگ شیعه (ایران و حزب الله) با اسرائیل (مثلث عبری، غربی و عربی)

قتلاهم شهداء: مشروعیت قیام در عصر غیبت و پرچم هدایت ایران

و با توجه به عبارت “قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء” در حدیث قیام مشرق زمین، وصول به مقام شهید و شهادت در عصر غیبت، باید با اجازه نائب عام امام عصر باشد. از اینرو احتمال دارد رهبر ایرانیان، مرجع و نائب عام نیز است که اذن جهاد و جنگ توسط وی صادر می‏شود کما اینکه احتمال دارد قاطبه مرجعیت شیعه به عنوان نائبان امام عصر، اذن جهاد و قتال را صادر نمایند.

و البته لشکر قوم مشرق و انقلاب ایران متصف به حضور “أَصْحَابِ الْقَائِم”[130]، ” قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ”[131] و “راياتُ‏ هُدى”[132] می‏باشد که نشان از حقانیت پرچم حکومت زمینه ساز دارد. علاوه بر این، معصومین در چندین روایات با عبارت های مختلفی همچون: “بِهِمْ يَنْصُرُ اللَّهُ إِمَامَ الْحَقِّ”[133]، “فَمَن أدرَكَ ذلِكَ مِنكُم فَليَأتِهِم”[134]، “فَسارَعوا إلَيه‏”[135] و … به شیعیان سفارش می‏کنند که در یاری لشکر زمینه ساز ایرانیان قبل از ظهور، کوتاهی نکنند.

و ناگفته پیداست به قرینه “لَايَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم وقَتْلَاهُمْ شُهَدَاء” تایید و مشروعیت قیام در عصر غیبت با هدف زمینه سازی ظهور نیز اثبات می‏گردد و البته هرچند پاسخ های متعددی به مخالفین مشروعیت “قیام در عصر غیبت”، داده شده است[136] اما در مواجهه با این احادیث معتبر، مخالفین سر تعظیم فرود آورده و مجبور به پذیرش مشروعیت “قیام حق زمینه ساز قبل از ظهور” می‏گردند؛ زیرا با وجود ادله معتبر همچون حدیث انقلاب مردی از قم، زمینه سازی قوم مشرق زمین و جنگ شیعیان ایران با یهود قبل از ظهور با هدف تسهیل در فرایند ظهور به ضمیمه آیات استبدال و …، تکلیف شیعیان در حمایت و یاری انقلاب زمینه ساز ظهور در ایران کاملا واضح و روشن است.

بلکه سخن در اتمام حجت با اهل سنت است؛ و همانطور که بیان گردید، منابع متقدم اهل سنت همچون: المصنّف[137] ابن ابی شیبه (استاد بخاری وفات 235 ق)، سنن ابن ماجه (وفات 273 ق)[138]، البحر الزخار[139]ابوبکر البزار (وفات 292 ق)، مسند[140] ابویعلی موصلی (وفات 307 ق)، مسند[141] الشاشی (وفات 335 ق)، الملاحم[142] ابن منادی (وفات 336 ق)، البلدان[143] ابن فقیه (وفات 340 ق) همگی قبل از کتاب الغیبۀ نعمانی (وفات 360 ق)، حدیث انقلاب قوم مشرق زمین را از پیامبر نقل کرده اند.

توهم سقوط حکومت زمینه ساز ظهور

بنابراین قبل از ظهور، انقلاب و حکومت در مشرق زمین (ایران) تشکیل خواهد شد که هدف اصلی خویش را زمینه سازی برای حکومت جهانی امام عصر می‏داند. و عبارت “لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم” نیز به روشنی گویا این واقعیت است که توهم سقوط حکومت ایرانیان قبل از ظهور، خیالی خام و آشفته است که هیچ گاه تعبیر نخواهد شد و انقلاب قوم مشرق زمین و ایرانیان به حکومت جهانی امام عصر متصل خواهد شد.

نکته بسیار مهم دیگر اینکه: از آنجا که در احادیث شیعه و اهل سنت، فقط برای قوم مشرق (ایران)، عبارت “لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم” و نقش زمینه سازی ذکر شده است، به روشنی گویای این واقعیت است که نقش مدیریت و سرپرستی جهان تشیع و رهبری امت در مواجهه با دشمن و جبهه استکبار (مثلث شوم غربی، عبری و عربی) بر عهده ایرانیان نهاده شده است که توانسته تحت پرچم “جبهه حق” و شعار واحد “زمینه سازی” با گردهم آوردن شیعیان از مناطق مختلف جغرافیای ظهور- عراق (عصائب العراق)[144]، یمن (اهل الیمن)[145]، مصر (نجباء مصر)[146]، لبنان و فلسطین (ابدال الشام)[147] – در مثلث “کوفه، مکه و قدس” فرانید امر ظهور را برای تشکیل حکومت حقه جهانی حضرت ولیعصر مهیا و فراهم سازد.[148]

ملت ایران این پرچم را تسلیم امام زمان(ع) خواهند کرد.

جمع بندی

1.  از جمله حوادث و رخدادهای قبل از ظهور در نگاه فریقین شیعه و اهل سنت، قیامی است که با هدف تسهیل در فرایند ظهور منجی موعود از جانب مردم مشرق‌زمین رقم می‌خورد.

2.  حدیث معتبر انقلاب قوم مشرق در کتاب الغیبۀ نعمانی: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ (منبع: نعمانی، الغیبۀ، ص 273).

3.  قومی در مشرق، خروج (قیام و انقلاب) می‏کنند؛ حق خویش را از دشمن مطالبه می‏کنند ولى به آنان داده نمى‏شود، برای بار دوم، حق خویش را از دشمن مطالبه می‏کنند اما به آنان داده نمى‏شود، وقتی چنين مى‏بينند سلاح‌های خویش را بر گردن خويش مى‏افكنند (کنایه از قدرت‌نمایی نظامی یا حمله به دشمن)، پس آنچه مى‏طلبند به ايشان می‏دهند ولى ایرانیان از پذيرفتن آن خوددارى مى‏كنند تا اينكه قیام کرده و پرچم حکومت خویش را به امام عصر تحویل می‏دهند و کشته های این انقلاب و قیام، شهید محسوب می‏شوند، بدانيد اگر من آن زمان را درک کنم، حتماً خود را براى امام مهدی نگاه مى‏داشتم‏.

4. عبارت قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِق: خروج در اصطلاح به قیام، انقلاب و تلاش برای تشکیل حکومت تعبیر می‏شود و از آنجا که این پرچم به هدایت نیز توصیف شده است (قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء)، خروج و قیام علیه حاکم جائر و ظالم، یکی از مصادیق بارز آن خواهد بود.

5. و ناگفته پیداست به قرینه “لَايَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم وقَتْلَاهُمْ شُهَدَاء” تایید و مشروعیت قیام در عصر غیبت با هدف زمینه‌سازی ظهور نیز اثبات می‏گردد.

6.      مراد از قوم مشرق: طبق احادیث فریقین، رایات مشرق قبل از ظهور که زمینه ساز حکومت مهدی موعود هستند دارای سه شاخص بسیار مهم یعنی:شیعه اثنی عشری و معتقد به امامت امام دوازدهم (وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم‏)، ایرانی (قوم سلمان) و آرمان آزادی فلسطین هستند.

7. مراد از يَطْلُبُونَ الْحَقَّ: به قرینه اینکه حق خویش را از دشمن طلب می‌کنند و سپس وارد فاز نظامی می‌شوند (سُيوفَهُم عَلى عَواتِقِهِم)؛ از اینرو به معنای طلب حقی از حقوق پایمال شده ایرانیان توسط دشمن، مراد است.

8.  جبهه مخالف قوم مشرق چه کسانی هستند؟: مبرهن و واضح است، دشمنان دین اسلام و مذهب تشیع و ولایت امام عصر یعنی مثلث شوم “غربی، عبری، عربی” بویژه یهود و حامیان غربی‌شان در دائره جبهه استکبار و در مقابل انقلاب مشرق قرار می‏گیرند که از اعطای حق ایرانیان ممانعت می‌کنند.

9.  مرحله “مطالبه حق”: يَطْلُبُونَ الْحَقَّ ثُمَّ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ: دو مرحله برای احقاق حق ایرانیان؛ دو مرحله طلب حق از راه مذاکره و حوار برای احقاق حق از دشمنان است زیرا ایرانیان بعد از مایوس شدن از اخذ حق خویش، در مراحل بعدی از روشی متفاوت از دو مرحله قبلی، یعنی قدرت نظامی برای اخذ حق خویش استفاده خواهند کرد (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم‏).

10. مرحله “سیوف”: ایرانیان، وقتی ممانعت دشمنان در استیفا و طلب حق خویش را درک می‏کنند (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِك‏) این‏بار حق خویش را نه از راه مذاکره بلکه از راه قدرت‌ نظامی طلب خواهند کرد (سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم).

11. آنگاه و بعد از وقوع حوادثی، دشمنان مجبور به پذیرش حق ایرانیان خواهند شد (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ) و با اینکه ایرانیان در دو مرحله قبلی بر اخذ حق خویش اصرار و پافشاری داشتند اما شگفت اینکه این‏بار ایرانیان نخواهند پذیرفت (فَلَا يَقْبَلُونَه).

12. مرحله “یقوموا”: و در مقابل آماده جنگ فراگیر و سرنوشت‌ساز با دشمنان -طبق آیات سوره اسراء- در نزدیکی فلسطین خواهند شد (يَقُومُوا وَ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء)؛ و طبق بشارت غیبی قرآن در آیات ابتدایی سوره روم و به قرینه “فَيُقَاتِلُون‏ فَيُنْصَرُون”، محور شیعی به رهبری ایران در جنگ آینده با اسرائیل قبل از ظهور پیروز خواهد شد. و البته این تحولات تا ظهور فاصله زیادی نخواهد داشت (لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر).

13. هرچند بین جبهه مقاومت شیعی و دشمن، حمله به منافع یگدیگر در مناطق مختلف رخ خواهد داد اما بنظر می رسد زمان جنگ سرنوشت ساز با اسرئیل، بعد از واقعه “هرج الروم” و قبل از  حضور “مارقۀ الروم” خواهد بود.

14. و عبارت “لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم” نیز به روشنی گویا این واقعیت است که توهم سقوط حکومت ایرانیان قبل از ظهور، خیالی خام و آشفته است که هیچ گاه تعبیر نخواهد شد و انقلاب ایرانیان به حکومت جهانی امام عصر متصل خواهد شد.

15. اما سوال مهم این است که اگر عصر، عصر ظهور باشد، الان در کدام مرحله هستیم؟ مرحله “سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم” یا مرحله “فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ”؟ترجمه عربیإيران قبل الظهور: يسعى الإيرانيون لنيل حقهم في مرحلتين/ ثم يتهيؤون لقتال العدو في فلسطين 1. من جملة الحوادث التي تقع قبل الظهور عند الشيعة والسنة، خروج أناس في مشرق الأرض يهيّء لظهور المنجي الموعود. 2. الحديث المعتبر عن ثورة قوم بالمشرق في كتاب غيبة النعماني: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ (المصدر: غيبة النعماني، ص 273.) 3. كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا (قاموا وثاروا) بِالْمَشْرِقِ، يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ (كناية عن إظهارهم القوة العسكرية، أو الهجوم على العدو)، فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا (حرب واسعة ومصيرية مع العدو فی فلسطین) وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ (ويسلموا راية حكومتهم إلى صاحب الزمان عج) قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ (قتلى ثورتهم وقيامهم شهداء) أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ (أي صاحب الزمان عج) (المصدر: غيبة النعماني، ص 273.) 4. قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِق: يصطلح بالخروج القيام، الثورة والسعي لتشكيل حكومة ، ومع ملاحظة اتصاف رايتهم بالهداية بدليل وصف قتلاهم بالشهداء، يكون القيام على الحاكم الظالم والجائر من أبرز مصاديق قيامهم. 5. ومن الواضح أن عبارة “لَايَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم و قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء” يثبت جواز الثورة في زمن الغيبة بهدف التهيئة للظهور و تأييد الشارع لذلك. 6. المقصود بقوم من المشرق: بناءا على أحاديث الفريقين، هناك ثلاث مواصفات أساسية لرايات المشرق قبل الظهور، والتي تهيء لحكومة الإمام المهدي المنتظر عج: القوم شيعة جعفرية معتقدة بالإمام المنتظر بدلالة (وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم‏)، وهم إيرانيون (قوم سلمان)، وشعارهم تحرير فلسطين. 7. المقصود بـ(يَطْلُبُونَ الْحَقَّ): بما أنهم يطلبون الحق من عدوهم وبعد ذلك يدخلون في مرحلة عسكرية بقرينة (سُيوفَهُم عَلى عَواتِقِهِم)؛ لذا ينبغي أن يكون المراد بالحق حقا مُنع منه الإيرانيون على يد أعداءهم. 8. من هي الجهة المعادية للقوم بالمشرق: من الواضح و البين أنهم أعداء الإسلام والمذهب الشيعي وولاية إمام العصر عج، أي المثلث المنحوس “الغربي، عبري، عربي”، بالأخص اليهود وحماتهم الغرب يقعون في دائرة جبهة الإستكبار وفي المقابل ثورة المشرق، فيمنعون الإيرانيين من أخذ حقهم. 9. مرحلة “مطالبة الحق”: “يَطْلُبُونَ الْحَقَّ… ثُمَّ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ”: يكون طلبهم للحق في مرحلتين، يسعون لنيل حقهم في المرحلتين عبر الحوار مع العدو، لكنهم وبعد أن ييأسوا من أخذ حقهم بالحوار يتخذوا خطوة مختلفة عن سابقتَيها، خطوة بطابع عسكري (يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم‏) 10. مرحلة “السيوف”: حينما يرى الإيرانيون امتناع العدو عن إعطاءهم حقهم (فَإِذَا رَأَوْا ذَلِك‏) يتحولون عن الطلب بالحوار إلى الطلب العسكري (سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم) 11. حينها وبعد وقوع حوادثَ و اشتباک، يضطر العدو إلى قبول إعطاء الإيرانيين حقهم (فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ)، ورغم أن الإيرانيين أصروا سابقا على نيل حقهم، لكنهم لا يقبلوا به هذه المرة (فَلَا يَقْبَلُونَه) 12. مرحلة “يقوموا”: وفي المقابل يتهيؤون لخوض حرب واسعة ومصيرية مع العدو –كما في آيات سورة الإسراء- قرب فلسطين (يَقُومُوا وَ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاء)؛ وبناءا على البشارة الغيبية للقرآن الكريم في الآيات الأولى من سورة الروم وبقرينة “فَيُقَاتِلُون‏ فَيُنْصَرُون”، ينتصر المحور الشيعي بقيادة إيران في  الحرب القادمة مع إسرائيل، والتي تكون قبل الظهور. وبالطبع لن يفصل بين هذه الأحداث والظهور مدة طويلة (لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْر) 13. رغم وقوع اشتباكات بين محور المقاومة الشيعي والعدو، يبدو أن زمن الحرب المصيرية مع إسرائيل سيكون بعد واقعة “هرج الروم” وقبل حضور “مارقة الروم”. 14. كما وأن عبارة “لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُم” تدل بوضوح على أن توقع سقوط حكومة الإيرانيين قبل الظهور، ضرب من الخيال لن يتحقق أبدا، وستتصل ثورتهم بحكومة إمام الزمان عج العالمية. 15. ولكن السؤال الهام هو، إن كان العصر الآن هو عصر الظهور، أي مرحلة نحن الآن؟ أفي مرحلة “سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِم” أم “فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ”؟ ترجمه انگلیسیPre-Reappearance Iran:Iranians will make two attempts to restore their right; then they will get ready to fight the enemy in the land of Palestine.1. Among the pre-reappearance events and incidents in the view of Sunni and Shia schools, is the uprising that takes place by the people of the east to facilitate and hasten the process of reappearance. 2. The authentic Hadith on the people of the east’s revolution in the book al-Ghayba by al-Nu’mani: 3. A group will rise (uprising and revolution) from the east; they demand their due right from the enemy, yet it is not granted to them. Once again, they demand it from the enemy, yet they are denied again, at this point they hang their swords from their shoulders (a metaphor for military-strength showoff or attacking the enemy); thus they will be offered what they had demanded but they (Iranians) refuse to take it this time and they rise and hand over the flag of their government to the Imam al-Mahdi. Those killed in this movement are martyrs and let it be known, if I were at that time, I would have certainly reserved myself for Imam al-Mahdi. (Source: al-Nu’mani, al-Ghayba p.273) 4. The phrase “they rise from the east:” technically, rising means uprising, revolution and endeavor to establish a government, and since this movement is regarded as just and rightful (hence the phrase: those killed in this movement are martyrs), uprising and revolution against an unjust ruler fits such definition very clearly. 5. “the people from the East:” according to both Shia and Sunni Hadith, the pre-reappearance flags of the east that pave the way for Imam al-Mahdi’s rule have three very important characteristics, namely: being Twelver Shia, belief in the Imamate of the twelfth Imam (hence the phrase “[they will] hand over the flag of their government to the Imam al-Mahdi); and being Iranians (the kin of Salman) and having the goal of freeing Palestine. 6. “[D]emanding their due right:” since it is said they first demand their right and then start a military phase, so it means they demand their right that had previously been denied by the enemy. (It was the enemy who first denied them their right.) 7. And who are the ones in the opposite front? Clear and obvious, the enemies of Islam, Shia and the twelfth Imam’s rule, that is the wicked triangle alliance of “the Western bullying powers, the Zionist regime and their regional Arab allies.” Especially the Zionists and their western supporters will make the arrogant front against the revolution/resistance from the east, and refuse to give Iranians’ their due right. 8. The phase of “demanding the right;” this has two stages in which Iranians demand their right through negotiations, after these two stages and once they are disappointed to get their right that way, they take a different measure in the third step, that is, they use military strength to get their right. 9. The stage of “swords;” once they realize their enemies are not going to give them their right, Iranians will demand their right for the third time, not through negotiations, but military strength. 10. Then, and after some incidents, the enemies will have no other choice but to recognize Iranians’ right; surprisingly, although they insisted on taking their right in the two previous phases, this time Iranians will refuse to accept it. 11. The phase of “they rise;” in contrast, they get ready for a comprehensive and fateful battle with the enemies –according to the verses of the chapter of Isra in Qur’an- near Palestine; and based on Qur’an’s prophecies in the beginning verses of the chapter Rome, and by taking into account the phrase “they will fight and prevail,” the Shia pivot with Iranian leadership will prevail in the future battle with the Zionist regime before the reappearance. However, these developments will not be very long before the reappearance. 12. It seems the time of war between Shia and the enemy will be after “chaos in Rome” and before the presence of “Roman outlaws.” 13. The phrase “they only hand their flag to Imam al-Mahdi” obviously indicates that the fall of Iranians’ government before the reappearance is a delusional and disturbed fantasy that will never be realized and the Iranian revolution will meet the global rule of Imam al-Mahdi 14. But the decisive question remains, if this is the age of reappearance, which phase are we currently in? The phase of “they hang their sword from their shoulders,” or the phase of “they are offered their right?” 

عناوین مرتبط

حوادث فتنه منطقه شام، رمزگشایی از بازیگران داخلی و بین المللی بحران سوریه قبل از ظهور

فتنه اقلیم سنی و سناریوی آینده عراق قبل از ظهور

همپیمانی نظامی یمانی و ایرانیان شیعی در جنگ با جریان سفیانی قبل از ظهور در سوریه و عراق

* مصطفی امیری، دانش آموخته حوزه علمیه قم

منبع: مشرق نیوز


[1] . پورسیدآقایی، زمینه سازی ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 10، ص 20-21.

[2] . فتلاوی، رایات الهدی و الضلال فی عصر الظهور، ص 63-126.

[3] . مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.

[4] . نعمانی، الغیبۀ، ص 273.

[5] . طبسی، في رحاب حكومة الإمام المهدی، ص 68.

[6] . نعمانی، الغیبۀ، ص 273.

[7] . کوفی، مناقب الإمام أميرالمؤمنين‏، ج 2، ص 110.

[8] . طبری، دلائل الإمامۀ‏، ص 442 و 445-446.

[9] . ابن حیون، شرح الأخبار‏‏، ج 3، ص 401.

[10] . اربلی، کشف الغمۀ، ج 2، ص 472 و 478.

[11] . ابن حاتم شامی، الدر النظیم فی مناقب الائمه، ص 799.

[12] . ابن مطهر حلی، العدد القویۀ، ص 91.

[13] . نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئۀ، ص 44.

[14] . حر عاملی، إثبات‏ الهداۀ‏، ج 5، ص 225 و 277.

[15] . بحرانی، بهجۀ النظر فی اثبات الوصایۀ و الامامۀ، ص 174.

[16] . بحرانی، حلیۀ الأبرار‏‏، ج 6، ص 462.

[17] . بحرانی، غایۀ المرام، ج 7، ص 104.

[18] . ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 118 و 314.

[19] . مجلسی، بحارالأنوار ، ج 51، ص 83.

[20] . جزائری، ریاض الأبرار‏‏ فی مناقب الائمه، ج 3، ص 35 و 174.

[21] . في اكثر المنابع: «الحق» بدل «الخير». (ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ج 6، ص 48.)

[22] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 5، ص 540.‏

[23] . وأنا أستعين الله تعالى على إخراج أحاديث رواتها ثقات قد احتج يمثلها الشيخان (حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 1، ص 3.)

[24] . حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 4، ص 464 و 511.

[25] . ابن منادی، الملاحم، ص 193.

[26] . متقی هندی، کنزالعمّال‏، ج 14، ص 267.

[27] . غماری مغربی، إبراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، ص 486 و 487 و 525.

[28] . سیوطی، الحاوی للفتاوی‏، ج 2، ص 72.

[29] . طبری، ذخائر العقبی، ص 17.

[30] . مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر‏، ص 166.

[31] . ابن صباغ مالکی، الفصول المهمۀ، ج 2، ص 1110.

[32] . سمهودی، جواهر العقدین، ج 2، ص 193.

[33] . قندوزی، ینابیع المودۀ، ج 1، ص 407 و ج 2، ص 118 و ج 3، ص 263.

[34] . شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج 11، ص 12.

[35] . سیوطی، العرف الوردی، ص 93-94.

[36] . ابن حجر، القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص 120.

[37] . ایجی، توضیح الدلائل، ص 430.

[38] . ابن کثیر، البدایۀ و النهایۀ، ج 6، ص 276.

[39] . ابن کثیر، معجزات النبی، ص 355.

[40] . ذهبی، میزان الاعتدال، ج 2، ص 416.

[41] . مقریزی، إمتاع الأسماع، ج 12، ص 301.

[42] . قنوجی، الإذاعة ، ص 131.

[43] . ابن قیم، المنار المنیف، ج 1، ص 201.

[44] . بوصیری، اتحاف الخیرۀ، ج 10، ص 282.

[45] . سیوطی، الخصائص الکبری، ج 2، ص 203

[46] . سیوطی، الدرر المنثور، ج 6، ص 58.

[47] . طبرانی، المعجم الأوسط‏، ج 6، ص 29.

[48] . دانی، السنن الواردۀ فی الفتن‏، ج 5، ص 1029-1031.

[49] . المناوی، کنوزالحقائق، ص 45. ابن حمزه، البیان و التعریف، ج 1، ص 254. (به نقل از: شوشتری، إحقاق الحق‏، ج 9، ص 388-389 و ج 13، ص 192-194.). تویجری، الاحتجاج بالأثر على من أنكر المهدي المنتظر، ج 1، ص 269. تویجری، إتحاف الجماعة بما جاء في الفتن و أشراط الساعة، ج 2، ص 286.

[50] . ابن ابی شیبه، المصنّف، ج 8، ص 697.

[51] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 5، ص 540.

[52] . البزار، البحر الزخار، ج 4، ص 355.

[53] . موصلی، المسند، ج 9، ص 18.

[54] . الشاشی، المسند، ج 1، ص 347 و 362.

[55] . ابن منادی، الملاحم، ص 193.

[56] . ابن فقیه، البلدان، ص 23 و 609.

[57] . جعفری، اشتراکات شیعه و اهل سنت در عقیده مهدویت، ص 51-54. فتلاوی، مع المهدی المنتظر فی دراسۀ مقارنۀ‏، ص 46.

[58] . اکبرنژاد، بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، ص 165. العمیدی، غيبة الإمام المهدي عند الإمام الصادق، ‏ص 261.

[59] . العمیدی، المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص 61.

[60] . کورانی، المعجم الموضوعی لإحاديث الإمام المهدی، ص 494. مدرسی، دراسۀ حول ظهور الإمام المهدی‏، ص 227. فتلاوی، ثورۀ الموطئین للمهدی، ص 313. فتلاوی، رایات الهدی و الضلال فی عصر الظهور، ص 96. طبسی، درس خارج مهدویت، سال 90. طبسی، درس خارج مهدویت، سال 94. البته شهید سیدمحمد صدر نیز در کتاب گرانبهای موسوعۀ الامام المهدی به تظافر سندی (صدر، تاریخ الغیبۀ الکبری، ص 455.) و در جایی دیگر به استفاضه گرایش دارد (صدر، تاریخ مابعد الظهور، ص 170.). در منابع اهل سنت نیز به خروج پرچم های سیاه مشرق قبل از ظهور امام مهدی تصریح شده است (معارف، بررسی سندی فقه الحدیثی احادیث رایات سود در منابع اهل سنت، فصلنامه مشرق موعود، ش 46، ص 57-62. جعفری، اشتراکات شیعه و اهل سنت در عقیده مهدویت، ص 51-54. ابن کثیر، البدایۀ و النهایۀ ط هجر، ج 19، ص 62. غماری مغربی، إبراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، ص 532.)

[61] . ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ج 7، ص 455.

[62] . نک: بستوی، موسوعة فی أحاديث الإمام المهدي، ص 34.

[63] . بستوی، موسوعة فی أحاديث الإمام المهدي، ص 37.

[64] . ذهبی، الموقظه فی علم مصطلح الحدیث، ص 78.

[65] . ابن کثیر، البدایۀ و النهایۀ، ج 6، ص 246.

[66] . بستوی، موسوعة فی أحاديث الإمام المهدي، ص 39 و 229.

[67] . رستم نژاد، نقد رویکرد سلفی ها در جرح و تعدیل مذهبی و اعتقادی، فصلنامه علوم حدیث تطبیقی، ش 3، ص 79 و 87.

[68] . معارف، بررسی سندی فقه الحدیثی احادیث رایات سود در منابع اهل سنت، فصلنامه مشرق موعود، ش 46، ص 58-59.

[69] . ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج 1، ص 664

[70] . المزی، تهذیب الکمال، ج 18، ص 224

[71] . ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج 1، ص 696

[72] . ذهبی، الکاشف، ج 2، ص 382.

[73] . عجلی، معرفۀ الثقات، ج 2، ص 364.

[74] . المزی، تهذیب الکمال، ج 1، ص 360

[75] . ابن حجر عسقلانی، تقریب التهذیب، ج 1، ص 687.

[76] . ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج 4، ص 487.

[77] . نعمانی، الغیبۀ، ص 273.

[78] . نجاشی، الرجال، ص 94.

[79] . طوسی‏، الرجال، ص 409.

[80] . نجاشی، الرجال، ص 31 و 258.

[81] . کشیّ، الرجال، ص 345.

[82] . کشیّ، الرجال، ص 345.

[83] . نجاشی، الرجال، ص 120.

[84] . کشیّ، الرجال، ص 345.

[85] . طوسی‏، الرجال، ص 354.

[86] . کشیّ، الرجال، ص 556.

[87] . نجاشی، الرجال، ص 98 و 231.

[88] . نجاشی، الرجال، ص 46. مطابق نظر تحقیقی آیه الله شبیری‌زنجانی، ثقه و امامی است (ر.ک: نرم‌افزار درایۀ النور، عنوان: الحسین بن موسی الحناط).

[89] . نجاشی، الرجال، ص 425. حلی، خلاصۀ الرجال، ص 169.

[90] . کشیّ، الرجال، ص 10، 115و 123.

[91] . پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش های مهدوی، ش 25، ص 15.

[92] . ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ج 6، ص 13.

[93] . پورسیدآقایی، چالش های روایی تشکیل حکومت در عصر غیبت، فصلنامه مشرق موعود، ش 49، ص 390. قبانچی، موجز دائرۀ معارف الغیبۀ، ص 73.

[94] . نعمانی، الغیبۀ، ص 273.

[95] . طوسی‏، الغیبۀ، ص 452. مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر‏، ص 173. حر عاملی، إثبات‏ الهداۀ‏، ج 5، ص 358.

[96] . يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ابناء الفارس (طبرسی، مجمع البیان، ج 5، ص 47. و مشابه آن: قمی، تفسیر القمی، ج 2، ص 309.)

[97] . سئل رسول اللَّه عنهم فضرب يده على عاتق سلمان و قال: هذا و ذووه ثم قال: لو كان الإيمان معلقاً بالثريا لناله رجال من أبناء فارس‏ (زمخشری، تفسیر الکشاف، ج 1، ص 646.)؛ وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ … مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ … وَ فِينَا سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ يَدَهُ عَلَى سَلْمَانَ ثُمَّ قَالَ لَوْ كَانَ الْإِيمَانُ عِنْدَ الثُّرَيَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلَاء (بخاری، صحیح البخاری، ج 8، ص 47.‏ مسلم، صحیح مسلم، ج 4، ص 1972.) از نگاه رجالیون اهل سنت، سند صحیح است (نک: الادارۀ العامۀ للاوقاف، نرم افزار جوامع الکلم)

[98] . رستم نژاد، قوم جایگزین در احادیث تفسیری، فصلنامه حدیث حوزه، ش 7. شفیعی مازندرانی، ایرانیان در اشاره های قرآنی، فصلنامه معرفت، ش 96. یوسفی، رویکرد وحیانی بر محبوبیت ایرانیان و بسترسازی ظهور، فصلنامه پژوهشنامه مهدویت، ش 1. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرۀ المعارف قرآن کریم، ج 5، ص 179-181.

[99] . کورانی، المعجم الموضوعی لإحاديث الإمام المهدی ‏، ص 495. طبسی، درس خارج مهدویت، سال 93.

[100] . نَأْخُذُهُ مِنْكَ بِدَهْ دَوَازْدَه‏ (کلینی، الکافی، ج 5، ص 197.) بده دوازده لفظ فارسی و معناه العشرة باثني عشر يستعمله التجار بالمشرق (ابن حیون، دعائم الاسلام، ج 2، ص 49.).

[101] . ر.ک: پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش های مهدوی، ش 25. ص 20. صمدی، بایسته های ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 5، ص 139. الاسدی، عنصر الخفاء فی القضیۀ المهدویۀ، فصلنامه الموعود طبع نجف اشرف، ش 4. ص 126. ری شهری، دانشنامه امام مهدی، ج 8، ص 362. فتلاوی، ثورۀ الموطئین للمهدی، ص 194. فتلاوی، مع المهدی المنتظر فی دراسۀ مقارنۀ‏، ص 46. طبسی، چشم اندازی به حکومت مهدی، ص 46. سلیمان، یوم الخلاص، ص 557. صدر، تاریخ الغیبۀ الکبری، ص 158 و 283. کورانی، المعجم الموضوعی لإحاديث الإمام المهدی‏، ص 495. جعفر مرتضی عاملی، دراسۀ فی علامات الظهور، ص 38. نویسندگان، مجموعه آثار پنجمین همايش بين المللى دکترین مهدويت، ج 1، ص 276. آل محسن، أهدى الرايات دراسة فی شخصية اليمانی، ص 133 و 135. جعفر مرتضی عاملی، مختصر المفید، ج 3، ص 175. قبانچی، موجز دائرۀ معارف الغیبۀ، ص 56. سند البحرانی، فقه علائم الظهور، ص 61.

[102] . سجادی طلب، دفاع از احادیث نشانه های ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 43، ص 229-230. جعفری، اشتراکات شیعه و اهل سنت در عقیده مهدویت، ص 51-54.

[103] . نعمانی، الغیبۀ، ص 273.

[104] . تَلَا رَسُولُ اللَّهِ يَوْمًا هَذِهِ الْآيَةَ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ (سوره محمد، آیه 38.) قَالُوا وَ مَنْ يُسْتَبْدَلُ بِنَا؟ قَالَ فَضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ عَلَى مَنْكِبِ سَلْمَانَ، ثُمَّ قَالَ هَذَا وَ قَوْمُهُ، هَذَا وَ قَوْمُه‏ (ترمذی، سنن الترمذی، ج 5، ص 222.)؛ يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ خَيْلَهُ وَجُنُودَهُ، فَيَبْلُغُ عَامَّةَ الشَّرْقِ مِنْ أَرْضِ خُرَاسَانَ وَ أَرْضِ فَارِسَ فَيَثُورُ بِهِمْ أَهْلُ الْمَشْرِقِ فَيُقَاتِلُونَهُمْ (مقدسی شافعی، عقد الدرر فی أخبار المنتظر‏، ص 171.)

[105] . مرکز دراسات التخصصیۀ في الإمام المهدي‏، نجف اشرف، لینک.

[106] . مرکز دراسات التخصصیۀ في الإمام المهدي‏، نجف اشرف، لینک.

[107] . سوره مائده، آیه 82.

[108] . طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 14، ص 263-264. مطهری، مجموعه آثار، ج 24، ص 432. سلیمانی، بررسی آیات غلبه حق بر باطل از منظر علامه طباطبایی، فصلنامه مطالعات تفسیری، ش 30، ص 201.

[109] . الهی نژاد، مهدویت و فرجام تنازع حق و باطل، فصلنامه انتظار موعود، ش 39، ص 136-137. کارگر، مهدویت و فرجام ستیزش حق و باطل، فصلنامه انتظار موعود، ش 19، ص 94 و 103. آیتی، چالش غفلت از آرمان های مهدویت، فصلنامه مشرق موعود، ش 49، ص 72-73.

[110] . وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ … فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما … بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ (سوره اسراء، آیه 4-5) قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ فَلَا يَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا قَتَلُوه‏ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 206. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 63.)؛ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ … فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ. (مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.)؛ برای آگاهی بیشتر: پورسیدآقایی، مواجهه امام زمان با قوم یهود در عصر ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 42، ص 65-67.

[111] . السُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ … فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ (طوسی‏، الغیبۀ، ص 463.)؛ در عبارت “فِي عُنُقِهِ صَلِيب” دو احتمال مطرح است:یا خود سفیانی چون مسیحی و رومی است، صلیب بر گردن دارد و نماینده غربی‌ها است یا به ظاهر مسلمان است اما موردحمایت غربی‌ها است.

[112] . إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا (سوره اسراء، آیه 8)، يَعْنِي إِنْ عُدْتُمْ {الیهود} بِالسُّفْيَانِيِّ عُدْنَا بِالْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّد (قمی، تفسیر القمی، ج 2، ص 14.)

[113] . سفیانی مورد حمایت خاندان آل فلان در عربستان است؛ آل بنی فلان قبل از ظهور بر عربستان حکومت می‏کنند: يَا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِينَةِ … يَقْتُلُهُجَيْشُ آلِ بَنِي فُلَان. (کلینی، الکافی، ج 1، ص 337.)‏ و سفیانی به عنوان همپیمان خاندان آل فلان حاکم در عربستان است: فَيَبْتَدِرُ الْحَسَنِيُّ إِلَى الْخُرُوجِ فَيَثِبُ عَلَيْهِأَهْلُ مَكَّةَ فَيَقْتُلُونَهُ وَ يَبْعَثُونَ بِرَأْسِهِ إِلَى الشَّامِيِّ … وَ يَبْعَثُ الشَّامِيُّ عِنْدَ ذَلِكَ جَيْشاً إِلَى الْمَدِينَة (کلینی، الکافی، ج 8، ص 225.). این هماهنگی بین آل فلان و سفیانی در به شهادت رساندن سید حسنی، نفس زکیه قبل از ظهور می‏باشد (ر.ک: آیتی، تاملی در نشانه‌های حتمی ظهور، ص 234.) و حاکی از ارتباط عمیق خاندان حاکم در عربستان با حاکم دمشق سوریه در منطقه شام دارد که متعاقب شهادت نفس زکیه، شامی (سفیانی) لشکر نظامی خود از منطقه شام را به مدینه اعزام می‏کند ولی در منطقه بیداء، خسف خواهد شد.

[114] . حق در لغت معانی مختلفی دارد از جمله: نقیض باطل، امر ثابت، حکم مطابق واقع، امر واجب، ملک و مال، عدل و داد، حظ و نصیب (ابن منظور، لسان العرب، ج 10، ص 49-51.).

[115] . پورسیدآقایی، چالش های روایی تشکیل حکومت در عصر غیبت، فصلنامه مشرق موعود، ش 49، ص 390. قبانچی، موجز دائرۀ معارف الغیبۀ، ص 73.

[116] . ثَمَّ: للتشريك في الحكم و الترتيب، و التراخي‏ (ابن هشام، مغنی اللبیب، ج 1، ص 117.)

[117] . السُّفْيَانِيُّ يُقَاتِلُ الْقَائِم‏ (صدوق، معانی الأخبار، ص 346.)؛ أَنَّهُ إِنَّمَا يَقْتُلُ السُّفْيَانِيَّ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 331.)

[118] . سفیانی مورد حمایت خاندان آل فلان در عربستان است؛ آل بنی فلان قبل از ظهور بر عربستان حکومت می‏کنند: يَا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِينَةِ … يَقْتُلُهُجَيْشُ آلِ بَنِي فُلَان. (کلینی، الکافی، ج 1، ص 337.)‏ و سفیانی به عنوان همپیمان خاندان آل فلان حاکم در عربستان است: فَيَبْتَدِرُ الْحَسَنِيُّ إِلَى الْخُرُوجِ فَيَثِبُ عَلَيْهِأَهْلُ مَكَّةَ فَيَقْتُلُونَهُ وَ يَبْعَثُونَ بِرَأْسِهِ إِلَى الشَّامِيِّ … وَ يَبْعَثُ الشَّامِيُّ عِنْدَ ذَلِكَ جَيْشاً إِلَى الْمَدِينَة (کلینی، الکافی، ج 8، ص 225.). این هماهنگی بین آل فلان و سفیانی در به شهادت رساندن سید حسنی، نفس زکیه قبل از ظهور می‏باشد (ر.ک: آیتی، تاملی در نشانه های حتمی ظهور، ص 234.) و حاکی از ارتباط عمیق خاندان حاکم در عربستان با حاکم دمشق سوریه در منطقه شام دارد که متعاقب شهادت نفس زکیه، شامی (سفیانی) لشکر نظامی خود از منطقه شام را به مدینه اعزام می‏کند ولی در منطقه بیداء، خسف خواهد شد.

[119] . سفیانی، مورد حمایت غربی ها است: يُقْبِلُ السُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ (طوسی‏، الغیبۀ، ص 463.)

[120] . سفیانی، مورد حمایت یهود است: إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا (سوره اسراء، آیه 8)، يَعْنِي إِنْ عُدْتُمْ {الیهود} بِالسُّفْيَانِيِّ عُدْنَا بِالْقَائِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّد. (قمی، تفسیر القمی، ج 2، ص 14.)

[121] . آل بنی فلان قبل از ظهور بر عربستان حکومت می‏کنند: يَا زُرَارَةُ لَا بُدَّ مِنْ قَتْلِ غُلَامٍ بِالْمَدِينَةِ … يَقْتُلُهُ جَيْشُ آلِ بَنِي فُلَان. (کلینی، الکافی، ج 1، ص 337.)‏

[122] . أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِآخِرِ مُلْكِ بَنِي فُلَانٍ قُلْنَا بَلَى يَا أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ قَالَ قَتْلُ نَفْسٍ حَرَامٍ فِي يَوْمٍ حَرَامٍ فِي بَلَدٍ حَرَامٍ عَنْ قَوْمٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا لَهُمْ مُلْكٌ بَعْدَهُ غَيْرُ خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَةً (نعمانی، الغیبۀ، ص 258.)

[123] . وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ … فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما … بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ (سوره ایراء، آیه 4-5.) قَوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ فَلَا يَدَعُونَ وَتْراً لآِلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا قَتَلُوه‏ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 206. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 63.) که به قرینه عبارت “قتلاهم شهداء” در حدیث انقلاب مشرق زمین قبل از ظهور (نعمانی، الغیبۀ، ص 273.) و نیز به ضمیمه حدیث معرفی “اهل قم” به عنوان هویت ایرانی مجازات کنندگان یهود: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ … فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ. (مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.)، مشخص است که عقوبت اول یهود قبل از ظهور توسط ایرانیان شیعی رخ خواهد داد (برای آگاهی بیشتر: پورسیدآقایی، مواجهه امام زمان با قوم یهود در عصر ظهور، فصلنامه مشرق موعود، ش 42، ص 65-67. پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش های مهدوی، ش 25، ص 26.)

[124] . آرمان آزادی فلسطین از اهداف رایات مشرق زمینه ساز ظهور است که در منابع فریقین شیعه و اهل سنت ذکر شده است: قوْمٌ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ (کلینی، الکافی، ج 8، ص 206. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 63.)؛ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ … فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَّ (مجلسی، بحارالأنوار، ج 57، ص 216.)؛ و در احادیث اهل سنت: تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ أُخْرَى سَوْدَاءُ … يَهْزِمُونَ أَصْحَابَ السُّفْيَانِيِّ حَتَّى يَنْزِلَ بَيْتَ الْمَقْدِسِ يُوَطِّئُ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَه (دانی، السنن الواردۀ فی الفتن‏، ج 1، ص 261. حنبلی، فرائد فوائد الفكر، ص 314.)؛ تَخرُجُ مِن خُراسانَ راياتٌ سودٌ لا يَرُدُّها شَي‏ءٌ حَتّى‏ تُنصَبَ بِإِيلياء (ترمذی، سنن الترمذی، ج 4، ص 245. ابن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل‏، ج 14، ص 383. متقی هندی، کنزالعمّال‏، ج 14، ص 261. ابن کثیر، البدایۀ و النهایۀ، ج 10، ص 55.)؛ ایلیاء: اسم مدينة بیت المقدس فی فلسطین (حموی، معجم البلدان، ج 1، ص 293.)؛ از نگاه رجالیون اهل سنت، سند حدیث رایات مشرق زمینه ساز که تا بیت المقدس فلسطین پیشروی نظامی می کنند،”حدیث حسن” توصیف شده است: حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ (ثقة ثبت)، حَدَّثَنَا رِشْدِ ينُ بْنُ سَعْدٍ (ضعيف الحديث)، عَنْ يُونُسَ (ثقة)، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيِّ (الفقيه الحافظ متفق على جلالته وإتقانه)، عَنْ قَبِيصَةَ بْنِ ذُؤَيْبٍ (تابعي ثقة)، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (صحابی) نک: (الادارۀ العامۀ للاوقاف، نرم افزار جوامع الکلم)

[125] . الم غُلِبَتِ الرُّومُ في‏ أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ في‏ بِضْعِ سِنينَ … وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّه‏ (سوره روم، آیه 1-5.)

[126] . پورسیدآقایی، تاملی در سوره روم بشارت فتح فلسطین، ص 19-31.

[127] . طبری، دلائل الإمامۀ‏، ص 442.ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 5، ص 540.‏ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 4، ص 464.

[128] . نک: پورسیدآقایی، تاملی در سوره روم بشارت فتح فلسطین، ص 19-31. پورسیدآقایی، نقش ایرانیان در عصر ظهور، فصلنامه پژوهش های مهدوی، ش 25، ص 28-30.

[129] . برای آگاهی بیشتر، ر.ک: سایت جلال الدین علی الصغیر، اسئلۀ مهدویۀ، سوال 1391، لینک.

[130] . رَايَاتٌ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ … وَ مَعَهُمْ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِم (نعمانی، الغیبۀ، ص280.)

[131] . قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ … قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ (نعمانی، الغیبۀ، ص 273.)

[132] . راياتُ‏ هُدىً يَدفَعونها إلى‏ رَجُلٍ مِن أهلِ بَيتي (حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج 4، ص 464 و 511. مقدسی شافعی، عقد الدرر فى أخبار المنتظر، ص 167. و در منابع شیعه: ابن حاتم شامی، الدر النظیم فی مناقب الائمه، ص 799. ابن مطهر حلی، العدد القویۀ، ص 91. حر عاملی، إثبات‏ الهداۀ‏، ج 5، ص 225.)

[133] . مجلسی، بحارالأنوار، ج 52، ص 307.

[134] . طبری، دلائل الإمامۀ‏، ص 442 . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 5، ص 540.‏

[135] . نیلی نجفی، منتخب الأنوار المضيئة، ص 343.

[136] . ر.ک: جعفر مرتضی عاملی، مختصر المفید، ج 3، ص 174. پورسیدآقایی، بررسی چالش های روایی مشروعیت تشکیل حکومت در عصر غیبت، فصلنامه مشرق موعود، ش 49، ص 387-404.                

[137] . ابن ابی شیبه، المصنّف، ج 8، ص 697.

[138] . ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج 5، ص 540.

[139] . البزار، البحر الزخار، ج 4، ص 355.

[140] . موصلی، المسند، ج 9، ص 18.

[141] . الشاشی، المسند، ج 1، ص 347 و 362.

[142] . ابن منادی، الملاحم، ص 193.

[143] . ابن فقیه، البلدان، ص 23 و 609.

[144] . طوسی‏، الغیبۀ، ص 477.

[145] . طبری، دلائل الإمامۀ‏، ص 466.

[146] . مفید، الإختصاص‏، ص 208.

[147] . ابن بطریق، عمدۀ عیون صحاح الاخبار، ص 433.

[148]. منابع برای آگاهی بیشتر:سایت جلال الدین علی الصغیر، اسئلۀ مهدویۀ، سوال 1185 (لینک)، سوال 1364 (لینک)، سوال 1391 (لینک).